التماس دعا ازشما دوستان گرامي ************به خاطر تو خورشید را قاب می کنم و بر دیوار دلم می زنمبه خاطر تو اقیانوس ها را در فنجانی نقره گون جای می دهمبه خاطر تو کلماتم را به باغ های بهشت پیوند می زنمبه خاطر تو دست هایم را آیینه می کنم و بر طاقچه یادت می گذارمبه خاطر تو می توان از جاده های برگ پوش و آسمان های دور دست چشم پوشیدبه خاطر تو می توان به ستاره ها محل نگذاشتبه خاطر دل پاک تو بودکه پاکی باران را درک نکردمبه خاطر عشق بی ریای تو بودکه عشق هیچ کس را بی ریا ندانستمبه خاطر صدای دلنش
برچسب:
نویسنده: حسین سلطانی
برچسب:
نویسنده: حسین سلطانی
************به خاطر تو خورشید را قاب می کنم و بر دیوار دلم می زنمبه خاطر تو اقیانوس ها را در فنجانی نقره گون جای می دهمبه خاطر تو کلماتم را به باغ های بهشت پیوند می زنمبه خاطر تو دست هایم را آیینه می کنم و بر طاقچه یادت می گذارمبه خاطر تو می توان از جاده های برگ پوش و آسمان های دور دست چشم پوشیدبه خاطر تو می توان به ستاره ها محل نگذاشتبه خاطر دل پاک تو بودکه پاکی باران را درک نکردمبه خاطر عشق بی ریای تو بودکه عشق هیچ کس را بی ریا ندانستمبه خاطر صدای دلنشین تو بودکه حتی صدای هزار نی روی دلم ننشست************
HoMe |
EmaiL |
ProFiLe
MOzHgaN
ArcHives
تیر ۱۴۰۲
خرداد ۱۴۰۲
اردیبهشت ۱۴۰۲
فروردین ۱۴۰۲
اسفند ۱۴۰۱
بهمن ۱۴۰۱
دی ۱۴۰۱
آذر ۱۴۰۱
آبان ۱۴۰۱
مهر ۱۴۰۱
شهریور ۱۴۰۱
مرداد ۱۴۰۱
تیر ۱۴۰۱
خرداد ۱۴۰۱
اردیبهشت ۱۴۰۱
اسفند ۱۴۰۰
بهمن ۱۴۰۰
دی ۱۴۰۰
آذر ۱۴۰۰
برچسب:
نویسنده: حسین سلطانی
فرا رسیدن سال نو همیشه نوید بخش افکار نو، کردار نو و تصمیم های نو برای آینده است. آینده ای که همه امید داریم بهتر از گذشته باشد. در سال نو، ۳۶۵ روز سلامتی، شادی، پیروزی، مهر و دوستی و عشق را برای شما آرزومندیم.خدایای رحمان نوید میلاد سال نو را بر دوش نسیم بهاری گذاشت تا این امانت سبز را به رسم آغاز به خالق سپارد.حلول سال نو و تولد دوباره طبیعت، عید فرخنده و کهن نوروز باستانی را که یادگار نیاکان و پیامآور دوستی، عشق و محبت، با لطافت گیاه و خرمی طبیعت، و تحول به مراحل نیکوتر و برتر است.از خداوند منان برای شما دوستان گرامي و خانواده محترمتان در سال جدیدروزی حضرت مریم (س)قصر آسیه،قلب خدیجه،عفت فاطمه،جمال یوسف،ثروت قارون،حکمت لقمانو ملک سلیمانو عاقبتبخیری را آرزومندم.
برچسب:
نویسنده: حسین سلطانی
************به خاطر تو خورشید را قاب می کنم و بر دیوار دلم می زنمبه خاطر تو اقیانوس ها را در فنجانی نقره گون جای می دهمبه خاطر تو کلماتم را به باغ های بهشت پیوند می زنمبه خاطر تو دست هایم را آیینه می کنم و بر طاقچه یادت می گذارمبه خاطر تو می توان از جاده های برگ پوش و آسمان های دور دست چشم پوشیدبه خاطر تو می توان به ستاره ها محل نگذاشتبه خاطر دل پاک تو بودکه پاکی باران را درک نکردمبه خاطر عشق بی ریای تو بودکه عشق هیچ کس را بی ریا ندانستمبه خاطر صدای دلنشین تو بودکه حتی صدای هزار نی روی دلم ننشست************
HoMe |
EmaiL |
ProFiLe
MOzHgaN
ArcHives
آذر ۱۴۰۱
آبان ۱۴۰۱
مهر ۱۴۰۱
شهریور ۱۴۰۱
مرداد ۱۴۰۱
تیر ۱۴۰۱
خرداد ۱۴۰۱
اردیبهشت ۱۴۰۱
اسفند ۱۴۰۰
بهمن ۱۴۰۰
دی ۱۴۰۰
آذر ۱۴۰۰
آبان ۱۴۰۰
مهر ۱۴۰۰
شهریور ۱۴۰۰
مرداد ۱۴۰۰
خرداد ۱۴۰۰
اردیبهشت ۱۴۰۰
فروردین ۱۴۰۰
برچسب:
نویسنده: حسین سلطانی
در هــمــیـــن نـزدیــکـیکـوچـه بـاغی زیــباستکـه در آن خـاطـره هـایم پـیـداسـتآسمانش آبی، جوی آبی جاریستو شــقایـق که در آن آفــتابی استمن و تو کودک و دلبسته به همدســــــــــت ها بــســته بــه همچـــشــــم ها بـســـتــه بـه غـــمغـنچه ای می خـندد، شاخه ای می رقصدو زمـان در گــذر ثــانـیه جــا می مــانـدلحــظه هایی زیــباستخــاطره یــا رویــاســتهـر چـه هـست در نــظر مـن یـکتاســــتقــاب یک خـاطـره در آن پــــیداســـــــــتکــوچه باغ دل من، کوچه باغ دل تو ...
برچسب:
نویسنده: حسین سلطانی
در این ثانیه های تازه، در این شکوه دیرین سال رحمت که امروز این گونهسرشار است، پای هر دریچه ستاره ای می درخشد و هیاهویی است آغاز روزیاین چنین را؛ آغاز امامت نور، آغاز امامت آخرین ستاره بیدار.شایسته ایستاده ای و چراغ های راه، در سرانگشتان اشارتت روشن شده است.شایسته ایستاده ای و خورشید، بر پلک های آفتابی ات سجده برده است.شایسته ایستاده ای و این آغاز روزهای انتظار است.این روز فرو خفته را برانگیخته ای در صبحی روشن؛ آخرین وعدهالهی محقق شده است.شایسته ایستاده ای و بر شانه های استوارت، بهار بوسه داده است؛حضور روشنت امید این روزهاست.شایسته ایستاده ای و اشتیاق امامتت، این فرودست را به فرادستپیوند زده است.زمین در پوست خود نمی گنجد و چراغ های هدایت،در دست های مهربانت روشن است.تو آن سایه مهربانی که وعده حتمی خداوندی برای این روزهای مکرر و مکدر.وعده نور، جذبه فلق است و کرانه های آسمان، خلاصه شده در چشم هایت.جذبه فلق است و اولین روزی که ردای امامت به تن کرده ای.جذبه فلق است و روزی سرشار از آینه.نجوای گداخته ام را به شور، در جای جای خاک رها کرده ام.جهانی در مقابل شکوهت خم شده است. نعمت، بر ما تمام و شب چون روحی سرگردان،در بیابان های پیکر خویش فرو ریخته است و روز با برقی از دیدگان سرشارت آغاز شده است.وی بابونه فضا را آکنده است؛اولین روز امامتت، اولین روزی است که جهان،با شوق در جذبه نورت ته نشین شده است.امروز اولین روزی است که خداوند سرنوشت زمین را به تو سپرده است.
برچسب:
نویسنده: حسین سلطانی
" خداوندا "برگ در هنگام زوال می افتد و میوه به هنگام کمالاگر قرار بر رفتن است میوه ام گردان و بعد ببر" بارالها "زمین تنگ است و آسمان دلتنگبر من خرده نگیر اگر نالانم...من هنوز رسم عاشقی نمی دانم" خداوندا "کمکم کن پیمانی را که در طوفان با تو بستم, در آرامش فراموش نکنم و در طوفان های زندگی با " خدا" باشم نه ناخدا" بارالها "به دل نگیر اگر گاهی "زبانم " ازشکرت باز می ایستدتقصیری نداردقاصر است کم میآورد دربرابر بزرگی ات....لکنت می گیرد واژه هایم در برابرت!در دلم اما همیشهذکر خیرت جاریستمن برای بندگی تو هزار و یک دلیل می خواهمممنونم که بی چون و چرا برایم " خدایی " میکنی....امکان ندارد که کسیچراغی برای دیگرانروشن کند و خودشدر تاریکی بماند...خدایا : پنجره ای برایتماشا و حنجره ای برایصدا زدن ندارم ،امیدم به توست ،پس بی آنکهنامم را بپرسی ودفترهای دیروزم راورق بزنی، رحمتت رابرای عزیزان همه جاری کن" آمین "
برچسب:
نویسنده: حسین سلطانی
برچسب:
نویسنده: حسین سلطانی
************به خاطر تو خورشید را قاب می کنم و بر دیوار دلم می زنمبه خاطر تو اقیانوس ها را در فنجانی نقره گون جای می دهمبه خاطر تو کلماتم را به باغ های بهشت پیوند می زنمبه خاطر تو دست هایم را آیینه می کنم و بر طاقچه یادت می گذارمبه خاطر تو می توان از جاده های برگ پوش و آسمان های دور دست چشم پوشیدبه خاطر تو می توان به ستاره ها محل نگذاشتبه خاطر دل پاک تو بودکه پاکی باران را درک نکردمبه خاطر عشق بی ریای تو بودکه عشق هیچ کس را بی ریا ندانستمبه خاطر صدای دلنشین تو بودکه حتی صدای هزار نی روی دلم ننشست************
HoMe |
EmaiL |
ProFiLe
MOzHgaN
ArcHives
شهریور ۱۴۰۱
مرداد ۱۴۰۱
تیر ۱۴۰۱
خرداد ۱۴۰۱
اردیبهشت ۱۴۰۱
اسفند ۱۴۰۰
بهمن ۱۴۰۰
دی ۱۴۰۰
آذر ۱۴۰۰
آبان ۱۴۰۰
مهر ۱۴۰۰
شهریور ۱۴۰۰
مرداد ۱۴۰۰
خرداد ۱۴۰۰
اردیبهشت ۱۴۰۰
فروردین ۱۴۰۰
اسفند ۱۳۹۹
بهمن ۱۳۹۹
دی ۱۳۹
برچسب:
نویسنده: حسین سلطانی
سنسیز نقدر من غم هجرینده یانیم گلمجنون کیمی دیوانه هراسان دولانیم گلعشقون منی رسوا ائلیوب ائلر ایچیندهقوربانین اولوم گل باشیوا من دولانیم گلنه منده قالیر طاقت اورکده نه دوزوم گلباخ بیر منه معناده صباچوخدی سوزوم گلسال چیخ نجه گور طاقتیمی طاق ائلیوبسنقوربان کسرم هر قدمینده من اوزوم گلاحمدزاده گلشناچشم آلوده کجا دیدن دلدار کجادل سرگشته کجا وصف رخ یار کجاقصه ی عشق من و زلف تو دیدن داردنرگس مست کجا همدمی خار کجاسر عاشق شدنم لطف طبیبانه توستور نه عشق تو کجا این دل بیمار کجاهر که را تو بپسندی بشودخادم توخدمت عشق کجا نوکر سربار کجا......
برچسب:
نویسنده: حسین سلطانی
سلام بر کسی که قراردادشفاء را در خاک شریفش...سلام بر کسی که دعا مستجاب است در زیر کنبد حرمش...سلام بر کسی که امامان از نسل اویند، سلام بر پسر خاتمالنبیاء...سلام بر ان کسی که بدنش به خون اغشته شد... سلام بر ان که شکسته شد حرمت خیمه هایش....سلام بر ساکن کربلا.. سلام بر ان کسی که فرشتگان بر او گریه کردند...سلام بر ان کسی که نسل او همه از پاکان هستند.. سلام بر پیشوای دین ...سلام بر گریبانهای چاک خورده .. سلام بر ان لب های از عطش خشکیده...سلام بر ان فرزند شیرخوار کوچک.. سلام بر بدن هایی که لباسهایشان به غارت رفت..سلام بر ان کسی که شکسته شد پیمانش.. سلام بر کسی که شکسته شد حرمتش..سلام بر کسی که ظالمانه خونش ریخته شد.. سلام بر آن که با خون زخمهایش غسل داده شد ....سلام......سلام بر حسین (ع)...
برچسب:
نویسنده: حسین سلطانی
زلال که باشی آسمان در توست.. پرسیدم... ، چطور ، بهتر زندگی کنم ؟ با کمی مکث جواب داد : گذشته ات را بدون هیچ تأسفی بپذیر ، با اعتماد ، زمان حالت را بگذران ، و بدون ترس برای آینده آماده شو . ایمان را نگهدار و ترس را به گوشه ای انداز . شک هایت را باور نکن ، وهیچگاه به باورهایت شک نکن . زندگی شگفت انگیز است ، در صورتیکه بدانی چطور زندگی کنی . پرسیدم ، آخر .... ، و او بدون اینکه متوجه سؤالم شود ، ادامه داد : مهم این نیست که قشنگ باشی ... ، قشنگ این است که مهم باشی ! حتی برای یک نفر . کوچک باش و عاشق ... که عشق ، خود میداند آئین بزرگ کردنت را .. بگذارعشق خاصیت تو باشد ، نه رابطه خاص تو با کسی . موفقیت پیش رفتن است نه به نقطه ی پایان رسیدن .. داشتم به سخنانش فکر میکردم که نفسی تازه کرد وادامه داد ... هر روز صبح در آفریقا ، آهویی از خواب بیدار میشود و برای زندگی کردن و امرار معاش در صحرا میچراید ، آهو میداند که باید از شیر سریعتر بدود ، در غیر اینصورت طعمه شیر خواهد شد ، شیر نیز برای زندگی و امرار معاش در صحرا میگردد ، که میداند باید از آهو سریعتر بدود ، تا گرسنه نماند .. مهم این نیست که تو شیر باشی یا آهو ... ، مهم اینست که با طلوع آفتاب از خواب بر خیزی و برای زندگیت ،با تمام توان و با تمام وجود شروع به دویدن کنی .. به خوبی پرسشم را پاسخ گفته بود ولی میخواستم باز هم ادامه دهد و باز هم به ... ، که چین از چروک پیشانیش باز کرد و با نگاهی به من اضافه کرد : زلال باش .... ، زلال باش .... ، فرقی نمی کند که گودال کوچک آبی باشی ، یا دریای بیکران ، زلال که باشی ، آسمان در توست
برچسب:
نویسنده: حسین سلطانی
نمیمیرد دلی کز عشق میگویدو دستانی که در قلبی، نهال مهر میکارد نمیخوابد دو چشم عاشق نور و طلوع روشن فرداو خاموشی ندارد، آن لبان آشنا، با ذکر خوبیها نخواهد مُرد آن قلبی که در آن عشق جاوید است تو میمانیدر آواز پرستوهای آزاد و رهاآن سوی هر دیوار تو میخوانیبهاران با ترنمهای هر باران تو میبینیگل زیبای باورهای نابت، غنچه خواهد کردنهال پاک ایمانت، دوباره سبز خواهد شدنسیم صبح،عطر آن سلام مهربانت هدیه خواهد دادو با امواج دریابوسه بر دستان ساحل می زنی با عشق تو را با مرگ کاری نیستتو، خاموشی نخواهی یافت الهی روح زیبا در بدن داریتو نامیرای جاویدی تو در هر شعله میمانیتو در هر کوچه باغ عاشقیبا مهر میخوانیو آواز تو راحتی سکوتت رالبان مردمان شهر، میبوسد دوباره عشق میجوشدتو چون نوریسیاهی میرود،اما تو میمانی.. کیوان شاهبداغی
برچسب:
نویسنده: حسین سلطانی
************به خاطر تو خورشید را قاب می کنم و بر دیوار دلم می زنمبه خاطر تو اقیانوس ها را در فنجانی نقره گون جای می دهمبه خاطر تو کلماتم را به باغ های بهشت پیوند می زنمبه خاطر تو دست هایم را آیینه می کنم و بر طاقچه یادت می گذارمبه خاطر تو می توان از جاده های برگ پوش و آسمان های دور دست چشم پوشیدبه خاطر تو می توان به ستاره ها محل نگذاشتبه خاطر دل پاک تو بودکه پاکی باران را درک نکردمبه خاطر عشق بی ریای تو بودکه عشق هیچ کس را بی ریا ندانستمبه خاطر صدای دلنشین تو بودکه حتی صدای هزار نی روی دلم ننشست************
HoMe |
EmaiL |
ProFiLe
MOzHgaN
ArcHives
خرداد ۱۴۰۱
اردیبهشت ۱۴۰۱
اسفند ۱۴۰۰
بهمن ۱۴۰۰
دی ۱۴۰۰
آذر ۱۴۰۰
آبان ۱۴۰۰
مهر ۱۴۰۰
شهریور ۱۴۰۰
مرداد ۱۴۰۰
خرداد ۱۴۰۰
اردیبهشت ۱۴۰۰
فروردین ۱۴۰۰
اسفند ۱۳۹۹
بهمن ۱۳۹۹
دی ۱۳۹۹
آذر ۱۳۹۹
آبان ۱۳۹۹
مهر ۱۳۹۹
شهریور ۱۳۹۹
مرداد ۱۳۹۹
تیر ۱۳۹۹
خرداد ۱۳۹۹
اردیبهشت ۱۳۹۹
فروردین ۱۳۹۹
بهمن ۱۳۹۸
دی ۱۳۹۸
آذر ۱۳۹۸
مهر ۱۳۹۸
شهریور ۱۳۹۸
مرداد ۱۳۹۸
تیر ۱۳۹۸
خرداد ۱۳۹۸
اردیبهشت ۱۳۹۸
فروردین ۱۳۹۸
اسفند ۱۳۹۷
آرشيو
CategorieS
دلنوشته ازخودم
مادر
آدما
ضرب المثل لَر
:)
منتخبي از شعرهاي شاعران بزرگ
برچسب:
نویسنده: حسین سلطانی