
" خداوندا "برگ در هنگام زوال می افتد و میوه به هنگام کمالاگر قرار بر رفتن است میوه ام گردان و بعد ببر" بارالها "زمین تنگ است و آسمان دلتنگبر من خرده نگیر اگر نالانم...من هنوز رسم عاشقی نمی دانم" خداوندا "کمکم کن پیمانی را که در طوفان با تو بستم, در آرامش فراموش نکنم و در طوفان های زندگی با " خدا" باشم نه ناخدا" بارالها "به دل نگیر اگر گاهی "زبانم " ازشکرت باز می ایستدتقصیری نداردقاصر است کم میآورد دربرابر بزرگی ات....لکنت می گیرد واژه هایم در برابرت!در دلم اما همیشهذکر خیرت جاریستمن برای بندگی تو هزار و یک دلیل می خواهمممنونم که بی چون و چرا برایم " خدایی " میکنی....امکان ندارد که کسیچراغی برای دیگرانروشن کند و خودشدر تاریکی بماند...خدایا : پنجره ای برایتماشا و حنجره ای برایصدا زدن ندار...
ادامه مطلب
می خواهم از همیشه ی این اضطراب برخیزم این دل گرفتگی مداوم شاید، تأثیر سایه ی من است، که این سان گستاخ و سنگوار بین خدا و دلم ایستاده ام. سجاده ام کجاست؟ سلمان هراتی موضوعات مرتبط: منتخبي از شعرهاي شاعران بزرگ...
ادامه مطلب
...
ادامه مطلب