
سنسیز نقدر من غم هجرینده یانیم گلمجنون کیمی دیوانه هراسان دولانیم گلعشقون منی رسوا ائلیوب ائلر ایچیندهقوربانین اولوم گل باشیوا من دولانیم گلنه منده قالیر طاقت اورکده نه دوزوم گلباخ بیر منه معناده صباچوخدی سوزوم گلسال چیخ نجه گور طاقتیمی طاق ائلیوبسنقوربان کسرم هر قدمینده من اوزوم گلاحمدزاده گلشناچشم آلوده کجا دیدن دلدار کجادل سرگشته کجا وصف رخ یار کجاقصه ی عشق من و زلف تو دیدن داردنرگس مست کجا همدمی خار کجاسر عاشق شدنم لطف طبیبانه توستور نه عشق تو کجا این دل بیمار کجاهر که را تو بپسندی بشودخادم توخدمت عشق کجا نوکر سربار کجا...... بخوانید...
ادامه مطلب
تو نیستی که ببینی، چگونه عطر تو در عمق لحظه ها جاریست ، چگونه عکس تو در برق شیشه ها پیداست ، چگونه جای تو در زندگی سبز است ، هنوز پنجره باز است ، و تو از بلندی ایوان به باغ می نگری ، درخت ها...
ادامه مطلب
چه فرقی دارد پُشت میله ها باشی یا در خیابان های شهر در حال قدم زدن وقتی که آرزوهایت در حبس باشند....
ادامه مطلب
...
ادامه مطلب
بنشین ٬ مرو ٬ که در دل شب ٬ در پناه ماه خوش تر ز حرف عشق و سکوت و نگاه نیست بنشین و جاودانه به آزار من مکوش یکدم کنار دوست نشستن گناه نیست. بنشین ٬ مرو ٬ صفای تمنای من ببین امشب چراغ عشق در این خانه روشن است جان مرا به ظلمت هجران خود مسوز بنشین ٬ مرو ٬ مرو که نه هنگام رفتن است. فریدون مشیری...
ادامه مطلب