
الهی به حرمت آن نام که تو خوانی و به حرمت آن صفت که تو چنانی، دریاب که می توانی.الهی، عمر خویش به باد کردم و بر تن خود بیداد کردم؛ گفتی و فرمان نکردم، درماندم و درمان نکردم.الهی، در دل های ما جز تخم محبت مکار و بر جان های ما جز الطاف و مرحمت خود منگار و برگشت های ما جز باران رحمت خویش مبار. به لطف، ما را دست گیر و به کرم، پای دار.الهی موجود نفسهای جوانمردانی، حاضر ذاکرانی، از نزدیک نشانت می دهند و بر تر از آنی و از دورت می پندارند نزدیک تر از جانی.الهی دلی ده که شوق طاعت افزون کند و توفیق طاعتی ده که به بهشت رهنون کند.الهی نفسی ده که حلقهٔ بندگی تو گوش کند و جانی ده که زهر حکمت تو نوش کند.الهی دانایی ده که در راه نیفتیم و بینایی ده که در چاه نیفتیم.الهی دیدهٔ ده که جز تماشای ربوبیت نبین...
ادامه مطلب
سهم من ازبودنت همین تیک تاک ساعتدرثانیه های مبهم عاشقیستوانتظاریست پشت پنجره تنهایی وصدای همهمه ی سکوت بادمدت هاست صدای قدم های آمدنت را نشنیده امباران نگاهم درجستجوی توست صدای نگاهم رابشنومن ...
ادامه مطلب
من پر از یاد تو هستم، تومرا یادت نیست من همانم به تو دل بست، چرا یادت نیست؟ چه کسی بافته ی موی تو را وا کرده؟ من خودم بافته بودم همه را، یادت نیست؟ آن خیابان و شباهت به ولی عصر و غروب سرخی آن...
ادامه مطلب
با تو، دریا با من مهربانی میکند. با تو، سپیده ی هر صبح بر گونه ام بوسه میزند. با تو، نسیم هر لحظه گیسوانم را شانه میزند. با تو، من با بهار میرویم. با تو، من در عطر یاسها پخش میشوم. با تو، من در ...
ادامه مطلب
با بغض هایی پر از سکوت و قدم های آهسته از هبوط و قاصدکی که هر لحظه منتظر پیام از توست....
ادامه مطلب
سلام صبح اولین روز پاییزی تون بخیر ...
ادامه مطلب