ثانيه هاي بي قراري

متن مرتبط با «سکوتت را ندانستم» در سایت ثانيه هاي بي قراري نوشته شده است

غم هجران

  • نیلوبلاگ

    سنسیز نقدر من غم هجرینده یانیم گلمجنون کیمی دیوانه هراسان دولانیم گلعشقون منی رسوا ائلیوب ائلر ایچیندهقوربانین اولوم گل باشیوا من دولانیم گلنه منده قالیر طاقت اورکده نه دوزوم گلباخ بیر منه معناده صباچوخدی سوزوم گلسال چیخ نجه گور طاقتیمی طاق ائلیوبسنقوربان کسرم هر قدمینده من اوزوم گلاحمدزاده گلشناچشم آلوده کجا دیدن دلدار کجادل سرگشته کجا وصف رخ یار کجاقصه ی عشق من و زلف تو دیدن داردنرگس مست کجا همدمی خار کجاسر عاشق شدنم لطف طبیبانه توستور نه عشق تو کجا این دل بیمار کجاهر که را تو بپسندی بشودخادم توخدمت عشق کجا نوکر سربار کجا...... بخوانید...

    ادامه مطلب
  • لحظه هایم تورا فریاد میزنند

  • ترانه ی آمدنت

  • نیلوبلاگ

    تـرانه ی آمدنـت را بـرای بـاد ســروده ام غـزل غـزل نـام تـو را بـا اشــک بـاران پـاشیـده ام نـفـس نـفـس عطــر تـو را بـا شـبنـم یـاس بـویـیـد...

    ادامه مطلب
  • اورک لر آرامش ورن الله

  • نیلوبلاگ

    گجلر آیا باخوباولدوزلاری سسلمیشمبوتون غمللری اورکدن آتوبسنی ایستمیشم...

    ادامه مطلب
  • خیال خاطرات

  • آرامش حضورت

  • نیلوبلاگ

    مـن در شـعـرهـایـم یـادتـو را نـفــس می کـشـم و بـا خـیـالــت آرامــش درونـم را فـریـاد می زنـم آبی چـشـمـانــت را در پــرواز کـبـوتـران نــقـاشـی می کــنم صــدای خــنـده هـایــت را...

    ادامه مطلب
  • می خواهم تو را فریاد بزنم

  • نیلوبلاگ

    می خواهـم تـو را فـریاد بزنـم تـا افـق هـای دور می خواهـم نگاهـت را به نگـاه آسمـان پیونـد بزنـم عقـربـه هـای ساعـت را کنـار میزنـم می خواهـم از تـو حـرف بزنـم می شـود آیـا باز صدایـت...

    ادامه مطلب
  • باران مهر

  • نیلوبلاگ

    اولین بارون پاییزی امروزبه شهرمون لطافت وپاکی بخشید خداروشکر چه زیباست هوا آفتابی باشه و بارون بیاد. [ سه شنبه یازدهم مهر ۱۳۹۶ ] [ 12:4 ] [ غرورشكسته ] [ ]...

    ادامه مطلب
  • داستان هایی واقعی از کرامات معجزه آسای امام زمان (عج)

  • نیلوبلاگ

    معجزه عجیب آب به جای نفتخادم میرزای بزرگ شیرازی به نام شیخ محمد که پس از فوت مرحوم میرزا ، ترک معاشرت نمود و از همنشینی با مردم کناره گیری می گرفت. روزی شخصی نزد او می رود و می بیند که به هنگام غروب ، چراغ خود را به جای نفت ، از آب پر نمود و روشن کرد و چراغ در کمال ناباوری روشن و برافروخته شد. آن شخ...

    ادامه مطلب
  • داشت یوسف را به مشتی خاک عالم می فروخت

  • نیلوبلاگ

    نرگس آتش پرستی داشت شبنم می فروخت با همان چشمی که می زد زخم مرهم می فروخت زندگی چون برده داری پیر در بازار عمر داشت یوسف را به مشتی خاک عالم می فروخت زندگی این تاجر طماع ناخن خشک پیر مرگ را همچون شراب کهنه کم کم می فروخت در تمام سالهای رفته بر ما روزگار شادمانی می خرید از ما و ماتم می فروخت من گلی پژمرده بودم در کنار غنچه ها گلفروش ای کاش با آنها مرا هم می فروخت فاضل نظری ...

    ادامه مطلب
  • پاییز در راه است

  • نیلوبلاگ

    چند روزی به اومدن فصل پاییز نمونده فصلی که تنهایی بیشتر توش حس میشه با اومدن فصل پاییز یه جورایی دلم میگیره فقط روزای اولش نمی دونم شمام همین حس رو دارین یا فقط تنها من این حس رو نسبت به پاییز دارم . ولی در کل به نظر من پاییز زیباترین فصل هستش ...

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    _ emoticon | __init__ python | __name__ python | پاییز در راه است | پاییز در راه است شعر | پاییز در راه است اندکی از مهر پیداست | پاييز در راه است | پاییز در راه است کایابای | پاییز هزار رنگ در راه است |