
در این ثانیه های تازه، در این شکوه دیرین سال رحمت که امروز این گونهسرشار است، پای هر دریچه ستاره ای می درخشد و هیاهویی است آغاز روزیاین چنین را؛ آغاز امامت نور، آغاز امامت آخرین ستاره بیدار.شایسته ایستاده ای و چراغ های راه، در سرانگشتان اشارتت روشن شده است.شایسته ایستاده ای و خورشید، بر پلک های آفتابی ات سجده برده است.شایسته ایستاده ای و این آغاز روزهای انتظار است.این روز فرو خفته را برانگیخته ای در صبحی روشن؛ آخرین وعدهالهی محقق شده است.شایسته ایستاده ای و بر شانه های استوارت، بهار بوسه داده است؛حضور روشنت امید این روزهاست.شایسته ایستاده ای و اشتیاق امامتت، این فرودست را به فرادستپیوند زده است.زمین در پوست خود نمی گنجد و چراغ های هدایت،در دست های مهربانت روشن است.تو آن سایه مهربانی که ...
ادامه مطلب
در آرامــش بخـــواب مـــادربـزرگ عــزیـزم...
ادامه مطلب
پـایـیـز اســت و کـوچـه هــای دلــتنـگی صــدای خـش خـش بـرگ هــای بـی قــرار پـایـیـز اســت و بــاران تـنهــایی صــدای شـوق رهـــایی پـایـیـز اســت و روزهــای عــاشقی...
ادامه مطلب
آیینه ی نگاهت شراره های وجودم را لمس می کند موج نفس هایت به دقیقه های ذهنم جان دیگری می بخشد مهربانی حضورت لحظه های بی پناهم را گرم می کند صدای فریاد قلبت رساترین آهنگ زندگیست نقش بودنت امید را در من ترسیم می کند باش تا خورشید وجودت آسمان تاریکم را روشنی بخشد....
ادامه مطلب
من پر از یاد تو هستم، تومرا یادت نیست من همانم به تو دل بست، چرا یادت نیست؟ چه کسی بافته ی موی تو را وا کرده؟ من خودم بافته بودم همه را، یادت نیست؟ آن خیابان و شباهت به ولی عصر و غروب سرخی آن...
ادامه مطلب
در تنهاترین کوچه های پاییز درهوای مه گرفته و غمگین پاییز دراوج فصل دلتنگی فصلی که حرف از عاشقی می زند حرف از بی قراری هایش فصلی که عاشقی را اثبات می کند و پاییز همان بهاری ست که عاشق شده است [ پنجشنبه سیزدهم مهر ۱۳۹۶ ] [ 10:22 ] [ غرورشكسته ]...
ادامه مطلب
اولین بارون پاییزی امروزبه شهرمون لطافت وپاکی بخشید خداروشکر چه زیباست هوا آفتابی باشه و بارون بیاد. [ سه شنبه یازدهم مهر ۱۳۹۶ ] [ 12:4 ] [ غرورشكسته ] [ ]...
ادامه مطلب
معجزه عجیب آب به جای نفتخادم میرزای بزرگ شیرازی به نام شیخ محمد که پس از فوت مرحوم میرزا ، ترک معاشرت نمود و از همنشینی با مردم کناره گیری می گرفت. روزی شخصی نزد او می رود و می بیند که به هنگام غروب ، چراغ خود را به جای نفت ، از آب پر نمود و روشن کرد و چراغ در کمال ناباوری روشن و برافروخته شد. آن شخ...
ادامه مطلب
در زندگی محتاج یک چیزم : خنده های مادرم …...
ادامه مطلب
در شبان غم تنهايي خويش عابد چشم سخنگوي توام من در اين تاريكي من در اين تيره شب جانفرسا زائر ظلمت گيسوي توام شكن گيسوي تو موج درياي خيال كاش با زورق انديشه شبي از شط گيسوي مواج تو، من بوسه زن بر سر هر موج گذر مي كردم كاش بر اين شط مواج سياه همه عمر سفر مي كردم ...
ادامه مطلب
سلام صبح اولین روز پاییزی تون بخیر ...
ادامه مطلب
...
ادامه مطلب
چند روزی به اومدن فصل پاییز نمونده فصلی که تنهایی بیشتر توش حس میشه با اومدن فصل پاییز یه جورایی دلم میگیره فقط روزای اولش نمی دونم شمام همین حس رو دارین یا فقط تنها من این حس رو نسبت به پاییز دارم . ولی در کل به نظر من پاییز زیباترین فصل هستش ...
ادامه مطلب