
در این ثانیه های تازه، در این شکوه دیرین سال رحمت که امروز این گونهسرشار است، پای هر دریچه ستاره ای می درخشد و هیاهویی است آغاز روزیاین چنین را؛ آغاز امامت نور، آغاز امامت آخرین ستاره بیدار.شایسته ایستاده ای و چراغ های راه، در سرانگشتان اشارتت روشن شده است.شایسته ایستاده ای و خورشید، بر پلک های آفتابی ات سجده برده است.شایسته ایستاده ای و این آغاز روزهای انتظار است.این روز فرو خفته را برانگیخته ای در صبحی روشن؛ آخرین وعدهالهی محقق شده است.شایسته ایستاده ای و بر شانه های استوارت، بهار بوسه داده است؛حضور روشنت امید این روزهاست.شایسته ایستاده ای و اشتیاق امامتت، این فرودست را به فرادستپیوند زده است.زمین در پوست خود نمی گنجد و چراغ های هدایت،در دست های مهربانت روشن است.تو آن سایه مهربانی که ...
ادامه مطلب
نمیمیرد دلی کز عشق میگویدو دستانی که در قلبی، نهال مهر میکارد نمیخوابد دو چشم عاشق نور و طلوع روشن فرداو خاموشی ندارد، آن لبان آشنا، با ذکر خوبیها نخواهد مُرد آن قلبی که در آن عشق جاوید است تو میمانیدر آواز پرستوهای آزاد و رهاآن سوی هر دیوار تو میخوانیبهاران با ترنمهای هر باران تو میبینیگل زیبای باورهای نابت، غنچه خواهد کردنهال پاک ایمانت، دوباره سبز خواهد شدنسیم صبح،عطر آن سلام مهربانت هدیه خواهد دادو با امواج دریابوسه بر دستان ساحل می زنی با عشق تو را با مرگ کاری نیستتو، خاموشی نخواهی یافت الهی روح زیبا در بدن داریتو نامیرای جاویدی تو در هر شعله میمانیتو در هر کوچه باغ عاشقیبا مهر میخوانیو آواز تو راحتی سکوتت رالبان مردمان شهر، میبوسد دوبار...
ادامه مطلب
10 بهمن ...
ادامه مطلب
کاش میشدعشق را درهر دمی تکثیر کردخواب چشمان تورا هر لحظه ای تعبیر کردکاش میشد بعدیک شب شبنم عشق تو راصبحگاهان باعطر تنت از برگ گل تبخیر کرد کاش میشد در میان رقص هر پروانه ایاز میان شعله ها سوخ...
ادامه مطلب
...
ادامه مطلب
من پر از یاد تو هستم، تومرا یادت نیست من همانم به تو دل بست، چرا یادت نیست؟ چه کسی بافته ی موی تو را وا کرده؟ من خودم بافته بودم همه را، یادت نیست؟ آن خیابان و شباهت به ولی عصر و غروب سرخی آن...
ادامه مطلب
تو نیستی که ببینی، چگونه عطر تو در عمق لحظه ها جاریست ، چگونه عکس تو در برق شیشه ها پیداست ، چگونه جای تو در زندگی سبز است ، هنوز پنجره باز است ، و تو از بلندی ایوان به باغ می نگری ، درخت ها...
ادامه مطلب
می خواهـم تـو را فـریاد بزنـم تـا افـق هـای دور می خواهـم نگاهـت را به نگـاه آسمـان پیونـد بزنـم عقـربـه هـای ساعـت را کنـار میزنـم می خواهـم از تـو حـرف بزنـم می شـود آیـا باز صدایـت...
ادامه مطلب
با تو، دریا با من مهربانی میکند. با تو، سپیده ی هر صبح بر گونه ام بوسه میزند. با تو، نسیم هر لحظه گیسوانم را شانه میزند. با تو، من با بهار میرویم. با تو، من در عطر یاسها پخش میشوم. با تو، من در ...
ادامه مطلب
صدای پای تو ... خوشترین ترانه ست!... زمزمه کن ... تشنه ی شنیدنم!...
ادامه مطلب
معجزه عجیب آب به جای نفتخادم میرزای بزرگ شیرازی به نام شیخ محمد که پس از فوت مرحوم میرزا ، ترک معاشرت نمود و از همنشینی با مردم کناره گیری می گرفت. روزی شخصی نزد او می رود و می بیند که به هنگام غروب ، چراغ خود را به جای نفت ، از آب پر نمود و روشن کرد و چراغ در کمال ناباوری روشن و برافروخته شد. آن شخ...
ادامه مطلب
در شبان غم تنهايي خويش عابد چشم سخنگوي توام من در اين تاريكي من در اين تيره شب جانفرسا زائر ظلمت گيسوي توام شكن گيسوي تو موج درياي خيال كاش با زورق انديشه شبي از شط گيسوي مواج تو، من بوسه زن بر سر هر موج گذر مي كردم كاش بر اين شط مواج سياه همه عمر سفر مي كردم ...
ادامه مطلب