
************به خاطر تو خورشید را قاب می کنم و بر دیوار دلم می زنمبه خاطر تو اقیانوس ها را در فنجانی نقره گون جای می دهمبه خاطر تو کلماتم را به باغ های بهشت پیوند می زنمبه خاطر تو دست هایم را آیینه می کنم...
ادامه مطلب
ای روح دو صد مسیح محتاج دَمَت زهرایی و خورشید غبار قدمتکی گفته که تو حرم نداری بانو ای وسعت دلهای شکسته ، حَرَمت . . .شهادت حضرت فاطمه زهرا (س) تسلیت باد...
ادامه مطلب
سیاهی چشمانت جاده ای است بی انتها کاش که هر روز مسافر این جاده باشم...
ادامه مطلب
باز کـن پنجــرههـا را که نسیـمروز مـیلاد اقاقـیهـا راجشـن میگیـردو بـهــارروی هـر شاخـه، کـنار هـر بـرگشمـع روشـن کـرده اسـت...باز کـن پنجــرههـا راو بهــاران راباور کـن! فریدون مشیری آغاز ب...
ادامه مطلب
ای خاطره انگیزترین صبح بهاری خوش طعم تر از دانه شیرین اناری چشمان تو باغی است زگلهای معطر امروز برای من دلخسته چه داری؟ از فکر تو و چشم پر از شور و شرابت انگار ندارم به خدا راه فراری دور از...
ادامه مطلب
با تو، دریا با من مهربانی میکند. با تو، سپیده ی هر صبح بر گونه ام بوسه میزند. با تو، نسیم هر لحظه گیسوانم را شانه میزند. با تو، من با بهار میرویم. با تو، من در عطر یاسها پخش میشوم. با تو، من در ...
ادامه مطلب
دلم بی قرار ثانیه هاییست که میگذرند ........
ادامه مطلب
معجزه عجیب آب به جای نفتخادم میرزای بزرگ شیرازی به نام شیخ محمد که پس از فوت مرحوم میرزا ، ترک معاشرت نمود و از همنشینی با مردم کناره گیری می گرفت. روزی شخصی نزد او می رود و می بیند که به هنگام غروب ، چراغ خود را به جای نفت ، از آب پر نمود و روشن کرد و چراغ در کمال ناباوری روشن و برافروخته شد. آن شخ...
ادامه مطلب
بگذار س - ک - و - ت قانون زندگی من باشد… وقتی واژه ها درد را نمی فهمند...
ادامه مطلب
خواب هایم تبدیل به کابوس شده اند .... کابوس هایی که هرشب به سراغم می آیند .... و مرا در تاریکی شب آشفته و نگران می کنند .... کاش لحظه ای به خوابم می آمدی .... و پایان می دادی به این کابوس های شبانه ام .... این روز ها و شب ها چه سخت می گذرند سخت ... .... ......
ادامه مطلب
تکیه گاهی برای غم هایم نیست امیدی به فرداهای تاریکم نیست بگذر از من بگذر از خیال من ساعت ها این دلم به انتظار نشست گویی به انتظار یک آشنا نشست بنگر به حال من بنگر ز احوال من چون همه رفتند دل من ، تنها شد اسیر نفس های گاه و بی گاه زمان شد فریادها در گلویم شکست بغض ها در سکوتم شکست ترس از سایه تاریکی داشت این دلم زخم های کهنه ولی آشنا داشت این دلم...
ادامه مطلب